قهرمان ميرزا عين السلطنه
1148
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
خود برده . عرضه و قابليت را هم به گور برده . قدر او را كمكم خواهند فهميد . رحمة الله عليه . نبد هيچ مانند بهرام گور * به داد و بزرگى و فرهنگ و زور ورا رستم شاه خواندى وزير * كه بشكافتى كوه آهن به تير چو روزش سرآمد درنگش نبود * از آن زور و مردى و گردى چه سود چو در دخمه شد نامور شاه گرد * تو گفتى كه بخشش ز گيتى ببرد نبيند چنو شاه خورشيد و ماه * نه زهره نه كيوان نه تخت و كلاه دريغ آن كيى چهره و فرّ و برز * دريغ آن بلند اختر و دست و گرز به دو بود آراسته تخت و تاج * ز روم و ز چين او ستد ساو و باج در دخمه كردند سرخ و كبود * تو گفتى كه بهرام هرگز نبود از اين به بعد مملكت ايران هم بايد مشايعت كند شاه را . اين مردم ديگر قوهء نگاهدارى ندارند . شاه و خيال سفر فرنگستان سهشنبه غرهء شهر ذيحجة الحرام . اعليحضرت اقدس شهريارى خيال رفتن فرنگستان را دارند و خيال قوت گرفته . حضرت اقدس و الا محمد على ميرزاى وليعهد را احضار خواهند فرمود در طهران بماند . اين مسافرت بطور غيررسمى و « انكونّو » است . همراهان مشير الدوله ، وكيل الملك ، حكيم الملك و جمعى ديگر از اتراك مىباشند . وضع كارها مغشوش ، تمام ولايات بىنظم و اغتشاش كلى دارد ، خزانه پولى ندارد . نصر السلطنه هم مثل صنيع الدوله شده . با اين اغتشاش هرچه مىكنند شاه از رفتن منصرف شود ممكن نيست . حتى براى مخارج اين سفر كه پول نداشتند آنچه طلاآلات ، اثاثهء سلطنتى در خزانهء اندرون بوده بيرون آورده شكستهاند و طلاى آن را مقرر شده سكه بزنند . روىهمرفته سيصد و چهل هزار مثقال طلا شده . اغلب اين طلاها ظروف و اوانى بوده و بيشتر از صنعتكاريهاى قديم از قبيل ميناكارى و غيره بوده ، تمام را خورد كردهاند . وضع دولت به اينجا كشيده . اعتبار دولتى ما همين بود . جواهر زيادى هم همراه مىبرند كه به مصرف فروش رسانيده شود . از راه آذربايجان هم تشريففرما خواهند شد . نمىدانم شاه شهيد اينهمه پول را از كجا مىآورد . سالى دو مقابل خرج اين سفر خرج سفرهاى كوچك داخله مىكرد . اقلا سالى هيچ جواهر خريدارى نمىكرد صد هزار تومان بود . اجزاء همان اجزا هستند . يك نفر از ميانه رفته اينطور فرياد افلاس ما به